الشيخ علي المشكيني
158
تفسير روان (فارسى)
طرح شكايت ، داود حكم مىكند كه گوسفندان در برابر صدمات باغ از آنِ صاحب باغ است . سليمان فرزند داود كه در آن روز 11 يا 13 ساله بوده حكمى بر خلاف پدر مطرح مىكند بدين بيان كه چون اصول درختان تاكستان باقى است و ضرر به عوايد خورده ، بايد اصل گوسفندان هم در ملك صاحبش باقى بماند و تحويل صاحب باغ شود كه از منافع و شير و پشم و اولاد آنها به مقدار تلفات باغ استفاده كند و پس از آن گوسفندان را به صاحبش بازگرداند . معناى آيه : و به ياد آور داود و سليمان را آنگاه كه هر دو دربارهء كشتزارى حكم مىكردند ، هنگامى كه گوسفندان گروهى از مردم شبانه در آن پراكنده شده و چريده بودند و ما خود در حكم آنها شاهد و گواه بوديم . در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت : يك - ظاهر آيه ورود گوسفندان به كشت است نظير يونجه ، گندم ، برنج و غيره . و برخى گفتهاند : مراد از حرث ، تاكستان است و اين قول ارجح است ، زيرا موضوع اختلاف دو حكم در كشت محقق نمىشود كه منافع برود و اصل بماند . دو - اگر قاضى شرعى طبق شريعت وقت داورى كند چگونه مىشود قاضى ديگر در همان موضوع حكم كند ؟ زيرا يك قضيه دو داورى را برنمىدارد . سه - هر دو پيامبر تابع شريعت ابراهيم بودند و پس از قضاوت داود طبق شريعت وقت ، قضاوت سليمان موافق چه شرعى است ؟ پس ارجح اين است كه گفته شود : حكم مسأله در آن عصر نيز مطابق حكم اسلام در امروز بوده و آنچه بر عهدهء صاحبان گوسفند مىآيد قيمت تلفات باغ است و ظاهراً قيمت آنها در آن روز مطابق قيمت خود گوسفندان بوده و نيز مطابق عوايد و منافع آنها در يك مدت محدودى مثلًا يك سال بوده و از اينرو داود نبى در مقام حكم به پرداخت قيمت خود گوسفندان را تعيين كرده و سليمان منافع آنها را كه در مدتى محدود در اختيار صاحب باغ بگذارند . و اين اختلاف ، اختلاف نظر در اصل حكم نبوده بلكه در مصداق بوده كه طبق ملاحظات روز ، اختيار سليمان ارجح است . فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً يعنى : پس ما حادثهء واقعه را به سليمان آموختيم - از نظر حكم كلى و تعيين مصاديق